چند خط از زندگی «حبيب احمدزاده» از چهره های فعال، موثر ادبیات و سینمای دفاع مقدس که با نگارش فیلمنامه فیلم اتوبوس شب به شهرت رسید.

شناخت نامه حبیب احمدزاده

آبادان، سرزمین مردمان خون‌گرم و شهید پرور، آغوشش را در روز ۲۷ مهر ۱۳۴۳ به روی کودکی از تبار دلوار بوشهر باز نمود. پدر خانواده حبیب‌زاده که اصالت خانوادگی آن‌ها به دلوار در شهر تنگستان از استان بوشهر می‌رسید، در آستانه جنگ جهانی دوم به آبادان مهاجرت کرد. حالا این شهر برای حبیب نقش وطن دومش را ایفا می‌کرد. روزهای کودکی در کوچه پس کوچه های گرم آبادان سپری می‌شد. هنوز ۱۵سال داشت که در آخرین روز از شهریور ۱۳۵۹ صدای مهیب جنگ در شهر های جنوبی به گوش رسید. دیگر زمانی برای درس خواندن نمانده بود. حبیب مدرسه را رها کرد و جبهه را برای دفاع از سرزمینش انتخاب کرد. در واقع روزهای جنگ برای او بزرگترین مدرسه ای بود که در آن به چیزهایی دست می‌یافت که هیچ کجا آن را پیدا نمی‌کرد. شجاعت و ایمان جوانان و مردمانی که در راه جهاد از جان و مال و همه دارایی خود دل می‌کندند. و یارانی که با قطار شهادت به سعادت رسیدند و او را جا گذاشتند. حبیب اما مسئولیتی سنگین تر را برعهده گرفته بود و آن هم قلمی بود که از سلاح دوران دفاع هشت ساله قدرتمند تر بود. او باید پیام گلوله های همرزمانش را به گوش نسل جدید می‌رساند. خاطرات رشادت های روزهای مقاومت نباید از یاد می‌رفت. استعداد خوب او در نوشتن از همان کودکی مهمترین ویژگی حبیب احمدزاده به شمار می‌رفت. بعدها همان دست های کوچک پانزده ساله که برای مردم بی دفاع آبادان سنگر حفر می‌کرد، آثار بزرگی را خلق کرد. 
اما در ۱۳۷۷ خورشیدی پس از دریافت دیپلم متوسطه وارد دانشگاه و در رشته فیلم نامه نویسی مشغول تحصیل شد. احمدزاده فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران است. او مدتی نیز در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت داشت و به دلیل حضور در جبهه، تجربه نزدیکی با فضای دفاع مقدس داشته و در نوشتن آثار خود از آن بهره می برد.
نگاه متفاوت حبیب احمدزاده به پدیده‌ جنگ، آثار او را از دیگر نویسندگانی که به این موضوع پرداخته‌اند، متمایز می کند. او به واسطه سبک نویسندگی و موضوعات انتخابی برنده جوایز متعدد و آثارش به چاپ های مکرر رسیده و در محافل ادبی داخل و خارج مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. نکته قابل توجه این است که رمان «شطرنج با ماشین قیامت» به سه زبان عربی، آلبانیایی و انگلیسی به ترتیب به وسیله محمد الامین، گنس ملویا و پال اسپراگمن ترجمه و به عنوان منبع درسی ادبیات مدرن خاورمیانه در دانشگاه راتگرز آمریکا معرفی شده است که خود یکی از افتخارات بزرگ به حساب می‌آید.

حبیب احمدزاده در مقام نویسنده

با وجود فعالیت و مهارت حبیب احمدزاده در کارگردانی و ساخت فیلم، بدون شک تخصص و تبحر اصلی وی را می توان در پژوهش و نگارش دانست که دستاوردهای مهم داخلی و خارجی را برای وی به ارمغان آورده، برای نمونه به چند عنوان برجسته در این زمینه اشاره شده است: 
ترجمه انگلیسی داستان کوتاه نامه ای به خانواده سعد a letter to the sad family اثر حبیب احمدزاده، جایزه سوم ادبی رایتینگ فورج انگلیس را بدست آورد. برگزارکنندگان این مسابقه در سایت خود چنین اظهار داشته اند که در بررسی داستان هایی از پنج قاره جهان به جز قطب جنوب، سه داستان با کیفیت را به علت مفاهیم فوق العاده، تنوع عناصر، سبک خوب نگارش و ایجاد جهان داستانی قانع کننده به عنوان جوایز این دوره خود برگزیده اند. این داستان در کتاب «داستان های شهرجنگی» از «انتشارات سوره مهر» به چاپ رسیده است. تاکنون داستان نامه ای به خانواده سعد به سه زبان انگلیسی، عربی و فرانسه ترجمه شده و ترجمه انگلیسی آن در کتابی با نام City Under Siege  در کشور آمریکا چاپ و در معرض فروش گذاشته شده است.
از میان رمان های احمدزاده، ۲ کتاب «داستان های شهرجنگی» و «شطرنج با ماشین قیامت» به ترتیب به چاپ هفدهم و پانزدهم رسیدند و جوایز و افتخارات فراوانی را برای احمدزاده به ارمغان آوردند. برنده جایزه رمان برگزیده از جشنواره ادبی اصفهان در ۱۳۸۵ خورشیدی و همچنین برنده جایزه شهید غنی پور در بخش داستان و رمان دفاع مقدس  ۱۳۸۴ خورشیدی برای کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» به دست آمد. همچنین احمدزاده برای کتاب «داستان های شهر جنگی» در ۱۳۷۸ خورشیدی برنده جایزه بهترین کتاب داستان کوتاه دفاع مقدس و در ۱۳۷۹ خورشیدی برنده جایزه برترین کتاب بیست سال داستان نویسی دفاع مقدس شد. او همچنین در سال ۱۳۹۶ کتاب «کد۲۴ یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد» را به رشته تحریر درآورد که هم اکنون به چاپ سوم نیز رسیده است.
در واقع جرقه شروع نوشتن در وجود حبیب احمدزاده، دوران خدمت او در نیروی دریایی سپاه بود. سربازی که در یک اتاق خالی رو به دریا روزگار را می‌گذراند که از سر بیکاری شروع به نوشتن یک داستان حماسی از جنگ، بصورت نامه داستانی کرد. او نامه را به تهران فرستاد و از قضا این نامه به دست احمد دهقان داستان نویس مشهور ایران و عراق رسید و از همانجا بود که بصورت جدی وارد عرصه نوشتن شد.

«شطرنج با ماشین قیامت» | اثر حبیب احمدزاده | انتشارات سوره مهر

این کتاب رمانی شاخص در ادبیات دفاع مقدس به شمار می رود که نویسنده آن تلاش کرده با نگاهی متفاوت و امروزی به موضوع جنگ، به پرسش‌های نسل امروز پاسخ دهد. این کتاب مورد توجه طیف وسیعی از مخاطبان و محافل ادبی قرار گرفت و به چند زبان نیز ترجمه شده است.
شطرنج با ماشین قیامت، حوادث سه روز از محاصره آبادان به دست نیروهای بعثی را بازگو و سعی کرده است. قهرمان این رمان، دیده‌بان نوجوان ۱۷ ساله‌ای است که به ناچار به جای دوست مجروحش، راننده ماشین حمل غذا می‌شود. او از این شغل ابا دارد و سعی می کند افراد کمتری از آن باخبر شوند. شخصیت اصلی داستان «شطرنج با ماشین قیامت»، رزمنده بسیجی جوانی است که در عملیاتی محرمانه برای یافتن محل استقرار رادار فرانسوی سامبلین، به واسطه همرزمش پرویز با افراد و شخصیت‌هایی درگیر می‌شود. او طی سه روز به دنبال پیچیدگی‌هایی که در سیر داستانی می‌بینیم، آرامش کاری خود را از دست می‌دهد و مجبور می شود هم مسوول پخش غذا باشد، هم به چند آدم غیرمعمول که در شهر پناه گرفته‌اند، رسیدگی کند و هم به عنوان دیده‌بان برای عملیات خاصی که در پیش است، بیشتر از قبل دیده‌بانی کند؛ عملیاتی که هدف آن ناکارآمد کردن سیستم رادار جدید عراقی است.
در این داستان شخصیت‌های مختلفی دیده می‌شوند که هر کدام عقاید و ادیان مختلف دارند. دیگر شخصیت کلیدی داستان مهندس است؛ مهندس باسابقه شرکت نفت که حالا در طبقه سوم یک ساختمان هفت طبقه مخروبه با گربه‌هایش زندگی می‌کند. او شخصی است که در طول داستان، خصلتی آفتاب‌پرست گونه دارد و جنگ و دلیل آن برایش بی‌مفهوم است و معتقد است که مکر خداوند بوده است که انسان را به زمین کشانید و این دردسر را برایش به وجود آورد. در واقع ما ابهاماتی را که به ذهن این نوجوان دیده بان نمی رسد، از زبان مهندس می شنویم و او عامل مولد شک برای دیده بان است. کنش میان مهندس و نوجوان، اهمیت عملکرد و حرکت را نشان می‌دهد، نه آنچه پیش می‌آید.

گزیدۀ متن:

خنکی آب وضو داشت حالم را جا می آورد که ناگهان صدای ساییده ی شدن دو جسم فلزی بلند شد. این جور صداها، موهایم را سیخ می کرد. با این حال، گوش هایم را تیز کردم. جهت صدا از پشت انبوه بلوکهای بتونی ای می آمد که چند روز پیش، برای سنگر سازی لبه ی اسکله، از قرارگاه فرستاده بودند. هنوز میلگردها ی را که باید از سوراخ های تعبیه شده در این بلوک ها رد می شد و آن ها را به هم متصل می کرد؛ نرسیده بود. برای همین هم، بی مصرف، بر روی هم تل انبار شده بودند

«داستان های شهر جنگی» | اثر حبیب احمدزاده | انتشاارت سوره مهر

مجموعه داستان «شهر جنگی» اثر حبیب احمد‌زاده، شامل شش داستان با موضوع دفاع مقدس است، که مبنای چند فیلم سینمایی نیز شده است. داستان ‌های این مجموعه عبارتند از: پرعقاب، هواپیما، چتری برای کارگردان، سی و نه و یک اسیر، نامه‏ای به خانواده سعد، اگر دریاقلی نبود.
در پایان کتاب نیز متن نامه حبیب احمد‌زاده به نظامیان امریکایی ناو وینست آمده است که در حمله به هواپیمای ایرباس ایرانی ۲۹۰ سرنشین آن شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک را به شهادت رساندند .سپس جوابیه آن‌ها آمده است.
داستان‌های این کتاب همه واقعیت‌‌گرا است و با دو شیوه زاویه‌ دید، روایت شده ‌ است؛ یکی به طریق واگویه یا به شکل دوم شخص مفرد، و دیگری اول شخص که گاهی به شکل تک ‌گویی نمایشی بیان شده است.
از ویژگی‌های دیگر بعضی از این داستان‌ها، روایی بودن آن‌هاست. در این داستان‌ها انسان در دو سویه جنگ از حیث فردیت و موقعیت برابر هستند. احمدزاده تلاش در خلق انسان‏هایی دارد که جدای از عقاید سیاسی و شرایط نظامی که آن‌ها را در مقابل هم قرار داده است، در گلوگاه‏ها و تنگناهای پیش روی خود، تنها پای‌افزار انسانیت را برای عبور از این مسیر دشوار انتخاب کرده ‏اند. در این مجموعه با سبک نوشتاری منحصر به ‌فردی از سوی احمدزاده همراه شده‌‌ایم؛ استفاده از جملات کوتاه، اما بدون وقفه که با استفاده از حروف ربط ساده به یکدیگر متصل می‌شوند. این شیوه نگارشی با ایجاد تعلیق و هیجان، خواننده را به ‌نوعی با خود تا انتها همراه می‏ کند.

حبیب احمدزاده در مقام فیلمنامه نویس

احمدزاده در جایگاه فیلمنامه نویس نیز با بزرگانی چون ابراهیم حاتمی کیا، پرویز شیخ طادی، عبدالحسین برزیده، آرش معیریان، خسرو سینایی و کیومرث پوراحمد همکاری داشته است که از میان ۲ همکاری احمدزاده با پوراحمد فیلم پنجاه قدم آخر در ۱۳۹۲ خورشیدی توفیق زیادی کسب نکرد در حالی که  فیلم اتوبوس شب که در ۱۳۸۵ خورشیدی ساخته شد،  نزد مخاطبان، منتقدان و داوران مورد تحسین قرار گرفت، چنانکه تندیس جشن خانه سینما به همراه جایزه بهترین فیلمنامه در جشن سینمای ایران به فیلم اتوبوس شب ساخته کیومرث پوراحمد و به قلم حبیب احمدزاده تعلق گرفت و این فیلم تاکنون یکی از آثار تاثیرگذار و ماندگار سینمای دفاع مقدس به شمار می آید. این فیلم که در بیست و پنجمین جشنواره‌ فیلم فجر توانسته بود، جایزه‌ بهترین کارگردانی را از بخش بین‌الملل این جشنواره دریافت کند و همچنین در جشنواره‌ کودک و نوجوان همدان جایزه‌ بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نوجوان را کسب کرده بود، پس از اکران در سینماها به فروش ۱۲۱ میلیون تومانی رسید. اتوبوس شب کیومرث پوراحمد با دریافت چهار تندیس، بیشترین جوایز را از جشن یازدهم سینما در ۱۳۸۶ خورشیدی گرفت. کیومرث پوراحمد، قصه‌ اتوبوس شب را در طول ۹ ماه، پنج بار بازنویسی کرده‌ است. او که این فیلم را برپایه «داستان های شهر جنگی» اثر حبیب احمدزاده ساخته، در این باره گفته است: وقتی این کتاب را مطالعه کردم، داستان نوجوانی که چهل اسیر را از آبادان به ماهشهر می‌برد به قدری گیرا و جذاب بود که مرا به دنبال خود کشاند و گفت: مرا بساز. داستان «اتوبوس شب»، ماجرایی واقعی به شمار می رود که برای حبیب احمدزاده اتفاق افتاد و این فیلم برای او خیلی مهم بوده است، چراکه همواره دوست داشته فیلمی ساخته شود که امکان پخش آن از تلویزیون عراق هم وجود داشته باشد. او در این باره می گوید: جنگ میان ایران و عراق واقعیتی است که اتفاق افتاده است، اما اکنون ما در موقعیتی هستیم که هم می‌خواهیم حرفمان را بزنیم و هم ۲ ملت را به هم نزدیک کنیم. موضوع جنگ پیچیده تر از قضاوت های احساسی است، آنچه در این فیلم بر آن تاکید شد، حزب بعث و صدام به عنوان عامل اصلی جنگ افروزی است.

جایگاهی که حبیب احمدزاده در کارگردانی داراست

احمدزاده تاکنون ۳ فیلم مستند را در جایگاه کارگردان تولید کرده است  که ۲ فیلم آخرین تیر آرش و بهترین مجسمه دنیا موفقیت های قابل توجه ای برای تهیه کنندگان آن به دست آوردند. نوشین خدامی در ۱۳۸۲ خورشیدی در جشن خانه سینما و جشنواره شهید آوینی موفق به دریافت عنوان بهترین تهیه کننده مستند برای فیلم آخرین تیر آرش شد و ۹ سال بعد در ۱۳۹۱ خورشیدی دیپلم افتخار جشنواره بین المللی سینما حقیقت و همچنین جایزه سوم بخش مستند جشنواره ملی فیلم دفاع مقدس برای فیلم بهترین مجسمه دنیا به حبیب احمدزاده اهدا شد. 
بهترین مجسمه دنیا روایت شهید دریاقلی سورانی است. وی در ماه‌های آغاز جنگ که آبادان در محاصره نیروهای دشمن بود و هنگامی که دشمن، غافلگیرانه از رودخانه بهمنشیر گذشت و وارد آبادان شد، متوجه حضور و نیت شوم دشمن شد و با شجاعت و عزمی شگفت، مسافتی ۹ کیلومتری را با وجود حضور دیده بانان دشمن با دوچرخه کهنه خودش پشت سر گذاشت تا این خبر را به مدافعان شهر برساند و پس از آن بود که با حضور رزمندگان و مردم شهر، دشمن به آن طرف بهمنشیر رانده و حماسه‌ای بزرگ آفریده شد.
احمدزاده برای ساخت این اثر که در قالبی طنز روایت می شود هشت سال به تحقیق و پژوهش پرداخت تا بتواند براساس مستندات تصویری روایتگر بهترین مجسمه دنیا باشد. این فیلم با صداپیشگی مرتضی احمدی و حمید فرخ‌نژاد با لهجه شیرین آبادانی لحظات جذاب و در عین حال تاثیرگذاری را خلق کرد و حبیب احمدزاده همواره بر این موضوع تاکید می کند، بهترین مجسمه دنیا اثری برای تمام افراد خانواده است. این فیلم در بخش مسابقه فیلم های مستند سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور داشت و سیمرغ بلورین بهترین اثر مستند این بخش را نیز از آن خود کرد.

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر