معرفی صادق کرمیار یکی از برجسته‌ترین نویسندگان و داستان‌نویسان که با تابوشکنی در سوژه داستان نویسی آثارش، نظر مخاطب را به سمت خود جلب می‌کند.

شناخت نامه صادق کرمیار

در ۲۶ آذر سال ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. در خانواده ای که اصالتا از طرف پدری ریشه در روستای ولیان در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز و از طرف مادری ریشه در روستای دنبلید طالقان دارد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در محله امامزاده حسن و سپه غربی گذرانده و بعد از پیروزی انقلاب در امور تربیتی دو سال فعالیت کرد، سپس به عنوان خبرنگار روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد. او همچنین همزمان در رشته الهیات دانشگاه آزاد نیز به تحصیل ادامه داد. کرمیار مسئول ویژه نامه «اطلاعات جبهه» در مناطق جنگی در سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ بود و از ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵ مسئولیت صفحه ادبی «جوانه‌های اندیشه» روزنامه اطلاعات و همچنین معاونت سردبیری نشریه سینمایی «مردم و سینما» وابسته به بنیاد سینمایی فارابی را نیز به عهده داشته است. در این میان، اولین داستان خود را نیز در سال ۱۳۶۷ در روزنامه اطلاعات به چاپ رساند. در سال ۱۳۶۹، مجموعه داستان ایشان به نام «فریاد در خاکستر» به زیر چاپ رفت و بعد از یک سال مجموعه داستان نوجوانان به نام «انتقام در اردوگاه» منتشر شد. کرمیار با نوشتن رمان‌هایی مانند «نامیرا»، «دشت‌های سوزان»، رمان «خدا حافظ دوکوهه» و نیز کارگردانی سریال‌هایی همچون «یک روز قبل» و «خاطرات مرد ناتمام» شناخته می‌شود.
اولین فیلمنامه سینمایی کرمیار که در عرصه جنگ و محاصره آبادان بود در سال ۱۳۷۵ به نام «کوسه ها» ساخته شد. فیلم «سجده بر آب» و «جان سخت» و چند مجموعه تلویزیونی نیز از دیگر آثار او در زمینه فیلمسازی است.
کرمیار در رمان «خدا حافظ دوکوهه» سعی دارد به نوعی مدیریت جنگ و نقش فرماندهان در حوادث آن دوران را روایت کند. داستان این رمان از سال ۶۳ آغاز می شود و تا پایان جنگ نیز ادامه دارد. نویسنده طی قصه روندی از فعالیت فرماندهان جنگ را روایت می کند. وی در «دشت های سوزان» نیز این تجربه را داشته است که بدون مدیریت فضای قصه نمی توان فهمید که چه اتفاقی در شرف رخ دادن است. این نویسنده معتقد است کار اصلی داستان این است که رفتار عوام و خواص را توامان به دید مخاطب خود برساند. چون بدون تحلیل رفتار عوام نمی توان به تحلیل رفتار خواص رسید و بدون نگاه به رفتار خواص نیز نمی توان به درک صحیح از رفتار عوام دست یافت و رمان «خدا حافظ دوکوهه» نیز در واقع در ادامه روند تالیف رمان «دشت های سوزان» و به دنبال ایجاد چنین نگاهی است.«دشت های سوزان» پیرامون زندگی شیخ خزعل از سران قبایل خوزستان در دوره قاجار است و داستان آن به برهه تاریخی کشف نفت توسط نیروهای انگلیسی در جنوب خوزستان بر می گردد.

تقدیر از آثار ارزنده صادق کرمیار

کرمیار حدود ۱۰ فیلم و سریال ساخته است که نخستین فیلم او درباره امام رضا(ع) با نام «زیارت» است. کرمیار در سال ۱۳۶۷ خورشیدی نخستین لوح تقدیر جشنواره جایزه هنر و ادبیات دفاع مقدس را دریافت کرد. وی همچنین در سال ۱۳۷۰، به عنوان نویسنده برتر جشنواره بنیاد شهید برای نگارش مجموعه داستان «فریاد در خاکستر» معرفی شد. در سال ۱۳۸۵ نیز برنده تندیس ویژه و لوح تقدیر برای بهترین فیلم جایزه سال پیامبر اعظم (ص) برای تله فیلم «زیارت» در جشنواره فیلم پلیس شد. برای فیلم اخیرلوح تقدیر بهترین فیلمنامه نویس را از جشنواره کوثر در سال ۱۳۸۶، دریافت کرد. کرمیار دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه سریال «دریا در غربت» از جشنواره تولیدات صدا و سیما در سال ۱۳۸۶دریافت نمود و شایسته تقدیر در سومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در سال ۱۳۸۹  برای نگارش رمان «نامیرا» شد. همچنین شایسته تقدیر در بیست و هشتمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۹، به خاطر نگارش رمان «نامیرا» و شایسته تقدیر به خاطر نگارش رمان اخیر به عنوان اثر برگزیده چهارمین جشنواره کتاب دین و پژوهش های برتر معرفی شد.

تمام آثار نگاشته شده صادق کرمیار

«فریاد در خاکستر» (۱۳۶۹)، «انتقام در اردوگاه» (۱۳۷۰)، «نامیرا» (۱۳۸۸)، «غنیمت» (۱۳۸۹)، «دشت‌های سوزان» (۱۳۹۰)، «درد» (۱۳۹۲)، «حریم» (۱۳۹۵)، «مستوری» (۱۳۹۷)، «وامانده» (۱۳۹۹)، «شیدایی» (۱۴۰۰)
کتاب «مستوری» از جمله آثار کرمیار است که موضوع آن با تمامی دیگر اثرهایش فرق دارد، در واقع در این کتاب به فسادهای اقتصادی و اختلاس ها پرداخته است. این رمان درباره سرگشتگی یک پسر جوان و متمول است که به گذشته‌اش شک کرده و در جست‌وجوی هویت واقعی خود برمی‌آید. در ادامه داستان، این شخصیت که سیامک نام دارد، با خانواده شهید مهدی زین‌الدین آشنا می‌شود و مسیر جست‌وجوهایش تغییر می‌کند...
رمان «وامانده» دیگر اثر کرمیار نیز موضوعی اجتماعی دارد و ماجرای خانوادگی، سیاسی و امنیتی خانواده‌ای را مطرح می‌کند که از روستا به شهر می‌آیند. کرمیار، پرداختن به موضوعات مختلف را اینگونه توضیح می دهد: «براساس تاثیراتی که از موضوعات و ماجراهای اجتماعی، تاریخی و مذهبی روز می‌گیرم، رمان می‌نویسم. همان‌گونه که کتاب «دشت‌های سوزان» اثری کاملا تاریخی و رمان «نامیرا» مذهبی است. الزاما این‌طور نیست که تصمیم بگیرم کار سیاسی یا اجتماعی بنویسم.»

«شیدایی» | اثر صادق کرمیار | انتشارات کتاب جمکران

کتاب شیدایی روایت آدم‌هایی است که بهترین سال‌های جوانیشان را در جنگ گذرانده‌اند ولی سرنوشتشان برای همیشه زیر سایه‌ی جنگ باقی مانده است. آدم‌هایی که تلاش می‌کنند با آثار مختلف و سخت جنگ کنار بیایند اما در مرامشان نیست که خودشان را با قواعد و زد و بندهای زندگی امروز وفق بدهند. برای این آدم‌ها، قصه‌های جنگ پایانی ندارد. شیدایی تازه‌ترین اثر صادق کرمیار است که توسط انتشارات کتاب جمکران به چاپ رسیده است.

گزیدۀ متن:

باید درک کنید. من فرد خاصی نیستم. فقط یک دختر تک و تنها. صد و پنجاه و هفت سانتی‌متر قد دارم و همه چیزم از همه لحاظ معمولی است. ولی یک راز دارم. می‌توانید دیوارهایی تا به آسمان بسازید و من راهی پیدا خواهم کرد تا بر فراز آن پرواز کنم. می‌توانید با صدها هزار دست مرا پایین بکشید و من راهی برای مقاومت پیدا می‌کنم. و آدم‌هایی مثل من زیاد هستند، بیشتر از آن چه فکرش را بکنید. مردمی که اجازه نمی‌دهند باورهایشان را از آن‌ها بگیرید. مردمی که در دنیایی بدون دیوار عشق می‌ورزند. کسانی که در اوج تنفر و محدودیت، باامید و بدون ترس، عشق می‌ورزند. دوستت دارم. یادت باشد آن‌ها نمی‌توانند این را از ما بگیرند.

«حریم» | اثر صادق کرمیار | انتشارات کتاب نیستان

تازه ترین رمان کرمیار با عنوان «حریم» اما تجربه ای تازه در کارهای اوست. او در این زمان از سویی به سراغ ژانر تازه و کمتر تجربه شده در داستان نویسی بلند خود رفته است و از سوی دیگر مهارت و قدرت ذهنی وسیعی را در این حوزه به رخ مخاطب خود کشیده است.
این داستان را می توان رمانی در ژانر اجتماعی برشمرد. رمانی برخواسته از متن اجتماع امروز و شخصیت پردازی شده با چهره ها و افرادی که بخشی از واقعیت دنیای زیستی جامعه ایرانی در دهه چهارم از انقلاب اسلامی به شمار می روند. او با زبان روایی دانای کلی که به خوبی خودش را از دل داستان کنار کشیده و مانند یک نریتور (گوینده) مستند به بازخوانی زندگی و زمانه شخصیت های خود می پردازد و در هم تندیگی زندگی آنها نسبت به هم را واکاوی می کند.
مهم ترین تأکید و وجه ممیزه این رمان را باید در معرفی مفاهیمی کلیدی در بطن این رمان بدانیم. موضوعاتی مانند خیر و شر و نفس و نیت اعمال انسانی و مهم تر از آن، تأثیرگذاری تمامی انسان ها در زندگی یکدیگر است. انسان های داستانی او به شدت در ساختار زیستی یکدیگر تاثیرگذار و فعالیت های آنها در یکدیگر موثر است و این مسئله را باید استعاره ای از مفهوم بلندی دانست که کرمیار در رمان خود بیان کرده و آن چیزی جز تأثیر و تأثر تک تک اعضا اجتماع بر یکدیگر نیست.
«حریم» با چنین مختصاتی اتفاقی تازه در ادبیات کرمیار و نیز داستان نویسی اجتماعی معاصر ایران می تواند باشد که کلیشه های رایج در این نوع از نوشتن را حذف و به ساختاری قوام یافته و قابل قبول در این زمینه دست پیدا کرده است.

گزیدۀ متن:

امیر شروع به خواندن نامه می کند:...
در این نوزده سال عمر،جز گرفتاری و سختی و تنگنا در این دنیای بی مقدار،چیزی ندیدم و نمی شناسم.
از زلزله ای که در بم جان پدرم را گرفت تا بی کسی ها و تنهایی ها،که جز خداوند همدمی نداشتم.و چه همدمی برتر از آن که بیش از مادر دوستم می دارد و در هر خوشی و ناخوشی حضورش در کنارم چنان آشکار بوده که هرگز پیش کسی از دردهایم نگفته ام و هرگز از کسی سر سوزن کمکی نخواسته ام.دردها و رنج هایم را در سینه نگه داشتم تا در چنین روزی سفره ی دلم را برای کسی باز کنم که مرهم زخم هایم است و آرام بخش دردهایم.و حالا که برایتان می نویسم،نمی دانم از کدام درد و رنج بنویسم؟
از مادری که سال هاست همه ی تحقیرها و سختی ها و گرفتاری ها را تحمل کرده تا من تحقیر نشوم تا من سختی نکشم.چشم و دلش را به روی تمام کامیابی های این دنیا بسته تا مرا کام روا کند. و حالا که چهل سال عمر را پشت سر گذاشته،تازه آوارگی هایش آغاز شده است.از خانه و کاشانه جوابش کرده اند و او بازهم نگران و دلواپس دختر دردانه اش به مشهد آمده تا بار دیگر چون سال ها پیش،امام غریبان را به وکالت خویش گیرد که ترید ندارد،شما بهترین وکیل هستید.اینک این شما و این زنی غریب و تنها و دختری یتیم و امیدوار با فضلی که بی پایان است و کرم و جودی که جز در میان خاندان تان در نزد هیچ کریم و جوادی نیست.
یا امام مهربانی!
اسم اعظمی از پروردگارت بخوان تا به گوشه ی چشمی،از دریای بیکران جودش ذره ای نیز سهم این بنده ی گناهکار شود.السلام علیک یا غریب الغربا.

«نامیرا» | اثر صادق کرمیار | انتشارات کتاب نیستان

بیش از هر چیز اسم کتاب است که خواننده را مشغول می کند؛ ابتدا به ذهن می رسد «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخاب شده و یا ناشر و نویسنده خواسته اند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تا انتها بخوانی معلوم می شود «نامیرا» ریشه در مفهوم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» دارد. مفهومی که می گوید پهنه ی سرزمین کربلا به اندازه ی کل زمین وسعت پیدا کرده و عاشورا همیشه نمیراست.
«نامیرا» داستانی شخصیت محور است؛ رمانی با خرده روایت هایی از تغییر روش، هدف، آرزو و عاقبت آدم ها. این روزگار است که آدم ها را در محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد و نویسنده ی نامیرا فقط تصویرساز صادق این رویدادهاست. نویسنده ی کتاب را به سبک رمان های کلاسیک با شروعی آرام آغاز می کند، تصویرسازی می کند، شخصیت ها را یک به یک وارد داستان می کند، آن ها را معرفی می کند و با داستان پیش می برد. «نامیرا» اسیر اختلاف روایت های تاریخی نشده و البته از عقبه ی تحقیقی درستی بهره برده است.
این اثر درباره دختر و پسری جوانی است که بین سرداران بزرگ برای حمایت از امام حسین (ع) و یزید تردید دارند؛ در ادامه داستان، این دو جوان طی استدلال های مختلف به حقانیت امام حسین (ع) پی می برند.
نویسنده، رمان «نامیرا» را در قالب یک فیلمنامه پانزده قسمتی نوشت و برای نوشتن این داستان آثار تحلیلی که درباره امام حسین (ع) و قیام او نوشته شده و کتاب های مقاتل را مطالعه کرده است.

گزیدۀ متن:

ام‌ربیع بر سکوی کنار تنور نشسته بود و گندم در هاون می‌کوبید. لحظه‌ای بعد، دست از کار کشید و رو به پنجره‌ی اتاقی کرد که ربیع و سلیمه با یکدیگر گفت و گو می‌کردند. او تنها ربیع را دید که پشت به پنجره ایستاده بود و سلیمه را ندید که در گوشه‌ی اتاق پای صندوقچه‌ای نشسته بود و لباس‌های ربیع را مرتب می‌کرد. بعد در صندوقچه را گذاشت. ربیع ایستاده بود و در حالی‌که ردا به تن می‌کرد، به سخنان سلیمه گوش می‌داد که می‌گفت: «هر وقت پدرم خشمگین می‌شد، من لباس رزم به تن می‌کردم و او از هیبت پسرانه‌ی من لذت می‌برد و خشمش فروکش می‌کرد. او که شمشیر زنی و اسب سواری به من می‌آموخت، همواره کینه‌ی شامیان را در دلم می‌کاشت. من از دختر بودن خود شرمنده و نفرت‌زده بودم و هر وقت دلم می‌گرفت به خانه‌ی عمه‌ام، که همسر هانی بن عروه است، می‌رفتم و به تلافی رفتار پدرم، از اهل شام و معاویه به نیکی یاد می‌کردم. هانی هم لبخندی می‌زد و مرا آرام می‌کرد. بعد از معاویه و خاندانش می‌گفت و از علی و پسرانس، از عمار یاسر و حجر بن عدی، از ابوذر و مالک اشتر ... و من دریافتم که خاندان امیه چگونه با نیرنگ و فریب بر مسلمانان مسلط شدند و هرگز به دین رسول خدا عمل نکردند.»
ربیع آرام به او نزدیک شد و به کنایه سخن گفت:«از هانی نپرسیدی که چرا مسلمانان خون یکدیگر را می‌ریزند تا دین رسول خدا را یاری کرده‌باشند؟! در حالی‌که رسول خدا جز با مشرکان و کفار نمی‌جنگید؟!»
سلیمه انتظار چنین سخنی را از ربیع داشت و پیدا بود پیش‌ از ‌این نیز با یکدیگر بسیار گفتگو کرده بودند. خونسرد سر بلند کرد و به ربیع نگریست و گفت: «پرسیدم!»
اما ربیع انتظار این پاسخ را نداشت. پرسید:
«خب چه گفت؟»
«گفت بنی‌امیه از دین خدا بهره نمی‌گیرند، مگر آنچه آن‌ها را به دنیا نزدیک می‌کند. آن‌ها در عمل فرمان خدا را بر خود مشتبه می‌سازند تا عذری برای گناهان‌شان داشته باشند.»

 

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر