آشنایی با رمان «گرامافون»، یک عاشقانه متفاوت آن هم از جنس ازدواج دانشجویی، و نویسنده‌ی جوان دهه هفتادی آن «علی مرادخانی».

شناخت نامه علی مرادخانی

در دنیای امروز ما نویسندگان جوانی پا به عرصه کتاب نهاده اند که نوشته هایشان در میان نسل جوان طرفدار پیدا کرده است. علی مرادخانی نیز یکی از نویسندگانی‌ست که با انتشار اولین و متفاوت ترین عاشقانه خود مورد توجه بسیاری قرار گرفت.
روزهای سال ۱۳۷۱ در حال گذر کردن بود که در یک خانواده مذهبی و متوسط چشم به جهان گشود. از همان دوران نوجوانی، هر از گاهی شعر می‌سرود. پس در مدرسه فرهنگ مسیر خود را تعیین کرد و با توجه به علاقه و استعداد خود، علوم انسانی را برگزید. در ادامه همین مسیر بود که علی کم کم دغدغه و اهمیت خود را نسبت به فضای فرهنگی احساس کرد. روزها سپری می‌شد. حالا دیگر افکار او نسبت به دوران مدرسه رشد بیشتری پیدا کرده و او وارد دانشگاه شده بود. دیگر همه او را به عنوان یک فعال دانشجویی جدی می‌شناختند. یکی از فعالانی که مورد توجه بسیاری از مسئولان کشوری بود. دغدغه این نویسنده نسبت به مسائل فرهنگی او را وارد عرصه خبرنگاری کرد. خبرنگار فرهنگی، متمرکز بر حوزه سینما و تلویزیون.  در این میان بود که موفق به دریافت مدرک لیسانس شده و حالا دیگر تمرکز خود را بیشتر بر روی اجرا و روابط عمومی قرار داد. یک فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته حقوق عمومی که در این بین مدرک مربی سطح ۱ سواد رسانه را نیز دریافت کرده بود. دیگر همه چیز تکمیل بود. همه فن حریفی که حالا دیگر یک دانشجوی ساده فعال نبود. در واقع او پس از دریافت مدرک خود، سمت های جدیدی را پذیرفت، مجری برنامه دین دات آی آر شبکه ۳، مجری برنامه بدون توقف شبکه ۳ و مجری کارشناس مجموعه نقطه مشترک در شبکه خبر.
در اواخر دوره دانشجویی، علی مرادخانی تصمیم به نوشتن یک عاشقانه متفاوت می‌کند. به گفته خود او عاشقانه ای که از جنس خودمان است، شبیه چیزهایی که کمتر شنیده‌ایم و خیلی نزدیک به وقایع امروز است. او در واقع در هیچ دوره داستان نویسی شرکت نکرده بود اما پس از نوشتن این داستان، نسخه ای از آن پیش از چاپ به نویسندگانی چون حسین قرایی، احمد دهقان و مظفر شجاعی و همچنین چند خبرنگار کارکشته این حوزه داده شد و نظرات تکمیلی نیز در آن اعمال شد. حالا این کتاب یکی از متفاوت ترین تصویرها را در میان داستان های عاشقانه موجود در بازار کتاب به نمایش می‌گذارد. علی مرادخانی همچنین پس از کسب موفقیت در رمان «گرامافون»، در حال نوشتن دومین رمان خود می‌باشد.

«گرامافون» | اثر علی مرادخانی | انتشارات شهید کاظمی

کتاب گرامافون یک عاشقانه دانشجویی نوشته علی مرادخانی است. البته عاشقانه ای از نوع ازدواج دانشجویی.

گرمافون داستان یک سیب سرخ است که از دل دانشگاه راه می افتد و در مسیرش از همه جای ایران می گذرد. از ساختمان های مدرن شهر تهران تا بادگیرهای باشکوه یزد، از مسابقات بین المللی رزمی تا ویرانه های سرپل ذهاب و خاک نرم شلمچه را می پیماید. این اثر یک عاشقانه جوانانه و آرام و پر از مهر و محبت است.

گزیدۀ متن:

چرا تنهایی؟ بذار حدس بزنم. گلوت پیش یه دختر شاه پریونی گیر کرده، داری می ری جمکران دعا کنی که به هم برسین. خندیدم. انگار این پیرمرد محرم ترین آدم دنیا بود برایم توی آن لحظه:
- نصفشو درست گفتی حاجی، نصفشم نه. و از اینجا به بعدش را انگار داشتم با خودم حرف می زدم.، نگاهم توی سیاهی شب بود و دست هایم کنار آتش. انگار حدیث نفس می کردم برای خودم:
- دختره راس راسکی دختر شاه پریونه. الانم توی اتاقش، توی قصر باباش خوابه. خبرم نداره که یه خاک بر سری تو راهش بود و الان آوارهٔ بیابون شده. رفتم جلو. گفتم می خوامت. جوابمو نداد. دوباره رفتم جلو. دوباره گفتم می خوامت. دوباره گفت نه. رفیق جون جونیشو پیدا کردم. قسمش دادم که واسطه بشه. واسطه هم شد بنده خدا؛ ولی بازم جواب نداد. رفتم به پاش افتادم. بازم انگار نه انگار. درام ما تراژدیه حاجی. قرار نیست بشه. ته تهش می شه قلب درد و دل درد و بیابون و این آتیش و آوارگی و غربت.
جواب پیرمرد اما جواب یک دکه دار معمول شهرستانی نبود. انگار کن توی دانشکدهٔ ادبیات بودم و یک شاعر داشت بهم جواب می داد:
+ دختر شاه پریون غریبه. نگاه به برو و بیاش نکن. نگاه به خواستگارای وزیر و وکیلش نکن. اون نه گول شمشیر تیز پسر وزیر رو می خوره، نه پول و پلهٔ پسر داروغه دلشو می لرزونه. دختر شاه پریون حالا حالاها عاشق نمی شه؛ ولی آگه یه روزی عاشق بشه، عاشق یه سیب سرخ می شه، یه گل سرخ خوش بو. سیب سرخ داری؟ حاضری به خاطرش با غول چراغ جادو بجنگی؟

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر