«عاشق شهادت، راوی رشادت» یادگار دفاع مقدس و مدافع حریم اهل بیت (ع) که از قافله شهدا جاماند اما دست به قلم برداشت تا هرچه نظاره کرده است به یادگار نگه‌دارد.

شناخت نامه مصیب معصومیان

مکان: روستای بیشه سر از توابع شهرستان بابل
زمان: ۶ مرداد سال ۱۳۴۷
درست در تابستانی ترین روزهای شهر بابل چشمانش را به روی دنیا گشود. فرزند پسری که سرنوشت پرفراز و نشیب و سراسر افتخار را پشت سر خواهد گذاشت.
او در خانواده‌ای پرجمعیت با ۱۲خواهر و برادر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان «بهشت آیین» همان روستا و مقطع متوسطه را در مدرسه شهید محمد محسن پور روستای همجوار (آغوزبن) به پایان رساند. با اینکه پدر و مادر عزیز ایشان اصرار به درس خواندن و ادامه تحصیل ایشان داشتند اما بخاطر کمتر شدن فشار مالی و امرار معاش درس را رها کرده و به کار فنی مشغول شد، اما چندی بعد به پیشنهاد برادر شهیدش «محمد علی» سال ۱۳۶۲وارد حوزه شد و مدتی را در مدرسه ی صدر بابل درس خواند. این روزها روزهای جبهه و جنگ بود. روزهای خون باری که مردم ایران در هر مقطع سنی از زن و مرد برای دفاع از خاک های وطن راهی میدان های نبرد می‌شدند. ۱۶ ساله بود که دفاع از دین و مهین را تکلیف دانسته، به عنوان بسیجی راهی جبهه ها شد و این جهاد تا پایان جنگ ادامه داشت. طی این سالها در عملیات های کربلای یک، کربلای چهار، کربلای پنج، کربلای هشت، کربلای ده، والفجر ده و بیت المقدس هفت حضور داشت. سرانجام در تابستان سال ۱۳۶۷، جنگ پایان یافت. اما زندگی برای مصیب همچنان ادامه داشت. او درس را بعد از جنگ ادامه داد و دیپلم را در رشته ای فنی اخذ کرد و مدرک فوق دیپلم را هم از دانشگاه امام حسین(ع) دریافت نمود. به گفته آقای معصومیان از آنجایی که برادرشهیدشان هنرمند و اهل فرهنگ و مطالعه بودند و قلمی زیبا و موثر داشتند بر آن شد تا از آثار و دست نوشته های شهید را تنظیم و منتشر کند.

آغاز مسیری جدید برای یادگار دفاع مقدس، مصیب معصومیان و معرفی ۸ اثر مکتوب از خاطرات شهدای جنگ تحمیلی قبل از اینکه اسمش در لیست مدافعان حرم قرار بگیرید

معصومیان قبل از اینکه اسمش در لیست مدافعان حرم قرار بگیرید ۸ اثر مکتوب از خاطرات شهدای جنگ تحمیلی را به رشته تحریر در آورده.
اولین قدم از شروع این راه سال ۱۳۷۶ با کتاب «خاطرات جبهه و جنگ» بوده که در آن کتاب قسمتی از خاطرات شخصی خویش را آورده است. سال ۱۳۷۹ کتاب دوم را آماده و چاپ کرده، کتاب «زمزمه های شهود» که از آثار برادر شهیدشان بود، اما استقبال وسیع و فراوانی که از این کتاب شد ایشان را بر آن داشت تا پرچم عرصه را جدی تر در دست بگیرند. سال ۱۳۸۲ کتاب سوم با عنوان «از مازندران تا شلمچه» را با حمایت کنگره سرداران شهید استان مازندران را منتشر کردند. کتابی که حاوی خاطراتی از سرداران شهید «جواد نژاد اکبر» و «ناصر باباجانیان» بود که هر دو از فرماندهان گردان صاحب الزمان لشکر ۲۵ کربلا بودند. کتاب چهارم «خاکریز و لاله» زندگی شهید «ولی الله خانلر پور» از شهدای روستای چاری بابل بود. کتاب پنجم، با نام «پارچه های سبز رنگ» به زندگی شهید «سید کمال حسینی» از شهدای روستای قائمیه آمل می پرداخت، شهیدی که در کنار آقای معصومیان در عملیات کربلای ده به شهادت رسیده بود. کتاب ششم «بگذار نگاهت کنم» مجموعه ای از خاطرات شهیدان «کریم رجب پور»، «هاشم اقاجانی» و «محمد علی معصومیان». کتاب هفتم «نمای آیینه ها» مجموعه ای است از خاطرات ۳۳ شهید روستای بیشه سر که بر ای هر شهید ۶ صفحه خاطره و تصویر اختصاص داده شده که با کیفیت بالا و تماما رنگی به چاپ رسید. سال ۱۳۹۴، دوست سالهای دور ایشان، شهید مدافع حرم «حاج محمد شالیکار»، مردی با آن همه ثروت مادی در سوریه به شهادت رسید. شهادت حاج محمد نویسنده را بر آن داشت تا خاطرات او را جمع آوری کرده و هشتمین کتاب خاطرات شهید با نام«خداحافظ دنیا» به زیور طبع آراسته گردید.

مصیب معصومیان، نویسنده ای عاشق شهادت و راوی رشادت 

در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۵، این یادگار جنگ باری دیگر درهای شهادت را روبه‌روی خود باز دید. او اینبار برای دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها و جنگ با داعش به سوریه اعزام شد. محل استقرار او «خان طومان» بود شهری در حومه و حوالی حلب. در همان ساعات اولیه قلم و دفتری را برای ثبت خاطرات فراهم کرده بود. در طی ۳۵ روز حضور و مجاهدت در خان طومان، مصیب معصومیان آن اتفاقات مهیب و شهادت ۱۶ نفر از بهترین رزمندگان و نیروهای لشکر ۲۵ کربلا و ۷۰ نفر از بچه های فاطمیون را به چشم دید و همچنان در همان عملیات ۷۰۰ نفر از نیروهای دشمن در برابر او کشته و زخمی شدند. اما حکمت جاماندن دوباره او از قافله شهدا این بود که دست به قلم بگیرید و بنویسد هر آنچه را با چشم خود به نظاره ایستاده. و به راستی که همه تلاش خود را بکار بست تا خاطرات این شهدای مظلوم را هم نیز به کتاب تبدیل کند. اولین کتابش را از خاطرات همرزمان شهید خودش از جمله «محمد شالیکار»، «سیدرضا طاهر»، «محمود رادمهر»، نحسن رجایی فر» شروع کرد که همه از شهدای خان‌طومان در حلب سوریه می‌باشند تا سند افتخار حماسه آفرینی این سربازان مکتب اهل بیت (ع) در تاریخ بماند و به دست فراموشی سپره نشود.

آثار منتشر شده مصیب معصومیان، با محوریت شهدای مظلوم مدافع حرم

پس از بازگشت از خان‌طومان به وطن، این نویسنده بزرگ نهمین کتاب خود را با عنوان «از ام الرصاص تا خان طومان» را به انتشار رسانید. کتابی که در سال ۱۳۹۸ در بین ۴۰۰ اثر با محوریت مدافعان حرم لوح زرین و دیپلم افتخار بهترین اثر را در جشنواره ی شهید همدانی در حوزه هنری تهران به خود اختصاص داد.
سال ۱۳۹۵ دهمین کتاب با عنوان «طاهر خان طومان» خاطرات همرزم ایشان شهید «سید رضا طاهر هریکندی» که در سوریه به شهادت رسیده بود منتشر شد. او یازدهم و دوازدهمین کتاب خود را به نام های «شهید عزیز» و «دیده بان ۲۵»، که خاطرات همرزم ایشان، فرمانده دلاور لشکر ۲۵ کربلا، شهید مدافع حرم «محمود رادمهر» (اهل ساری ) بود، را به چاپ رساند.
مصیب معصومیان، یادگار روزهای جنگ تحمیلی و مدافع حریم اهل بیت(ع)، همچنین کتاب های زیر را به ترتیب با قلمی گیرا از خود به یادگار گذاشت:
سیزدهمین کتاب «هفت روز دیگر» خاطرات شهید مدافع حرم «محمد تقی سالخورده» اهل نکا.
چهاردهمین کتاب «تعزیه دریا» خاطرات دوست و همرزم ایشان شهید مدافع حرم «سید جواد اسدی» اهل ساری.
پانزدهمین کتاب «حبیب لشکر» خاطرات شهید مدافع حرم «سید جلال حبیب الله پور» اهل بابلسر.
شانزدهمین کتاب «تخریبچی ۲۵» خاطرات شهید «کریم رجب پور» از شهدای دفاع مقدس بابل که در شلمچه به شهادت رسید.
هفدهمین کتاب «عهد کمیل» خاطرات همسر شهید «مصطفی (کمیل) صفری تبار» اهل بابل که در سال ۱۳۹۰ توسط گروهک پژاک در منطقه ی سر دشت به شهادت رسید.
هجدهمین کتاب «حواله عاشقی» خاطرات همرزم ایشان شهید مدافع حرم «حسن رجایی فر» اهل بابل.
نوزدهمین کتاب «شکار مرغابی ها» خاطرات فرمانده ایشان سردار شهید «غلامعلی (جواد) نژاد اکبر»، فرمانده گردان صاحب الزمان در جنگ تحمیلی.
بیستمین کتاب «غواص دریا دل» خاطرات برادر شهیدشان که از زبان همرزمان، خانواده و دوستان گرداوری شد.
بیست و یکمین کتاب «یاداشت های یک غواص» که دست نوشته برادر شهیدشان در دفاع مقدس می باشد. لازم به ذکر است که ایشان و برادرشان در عملیات کربلای چهار با هم بودند. برادرشان یکی از غواصان دلیری بود که در این عملیات به درجه رفیع شهادت نائل شد.
«سیلوانا»، در حال حاضر آخرین کتاب مصیب معصومیان می‌باشد که در آن خاطراتی از حضور ۱۲ روزه‌ی خودشان به همراه رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا (مازندران)، در منطقه ی شمالغرب است.
در خاتمه لازم به ذکر است که ۴ اثر از این فهرست «شهید عزیز»، «طاهرخان طومان»، «خدا حافظ دنیا» و «از ام الرصاص تا خان‌طومان» به زبان عربی ترجمه و درکشورهای عراق، لبنان و سوریه منتشر شده اند.
عاشقی این شهید زنده تمامی ندارد. در واقع جامانده خان‌طومان به یاد رفقای شهید خود سنگ تمام گذاشته است. او  پس از سالها چشم انتظاری، در آن روزهایی که پیکر پاک  تعدادی از شهدا را از خان‌طومان را باز آوردند، سعادتی نصیب این همرزم و رفیق شهیدان شد تا گل سر سبد آنها که شهید مدافع حرم «حسن رجایی فر» بود پیکر مقدسش را به نیابت از شهدای خان‌طومان برای تبرک و تیمن و وداع به باغ شخصی «مصیب معصومیان» واقع در روستای بیشه بیاورند. نورانیت و افتخار این تشرف آنقدر زیاد بود که معصومیان نیت کرد و به يمن قدوم مبارک شهید رجایی فر، هزارمتر از این زمین را با ارزش مادی حدودا ۲ میلیارد تومان، وقف شهدای خان‌طومان کرده و در آمد حاصل از آن را صرف این راه و شهدایش گردانند.

«از ام الرصاص تا خان طومان» | اثر مصیب معصومیان | انتشارات شهید کاظمی

روایت نویسنده است از حماسه‌آفرینی‌های برادرانش در سال‌های دفاع مقدس و نیز برادرانی که اکنون راهِ همان بزرگ‌مردان را در نهضت مبارک مدافعان حرم ادامه می‌دهند.
از صمیمیت‌های زلال و خالصانه مردان مجاهد، از روح بزرگ و ایمان راسخشان، از شوخی‌های گاه و بی‌گاه و درد و زخم‌های جانسوزشان، از مناجات‌ها و اشک‌های شبانه، یادداشت‌های روزانه می‌نویسد.
از بچه‌هایی می‌نویسد که از اقصی نقاط کشورهای اسلامی گِرد هم آمدند؛ بسیجی، سپاهی، ارتشی، عراقی، پاکستانی، لبنانی، سوری، هیچ فرقی با هم ندارند. لباس همه یک رنگ و هدف همه نیز یکی است. آمده‌اند تا خون شهدای کربلا هم‌چون چشمه‌ای زلال، پیوسته بجوشد. واقعاً بچه‌های خان‌طومان، بسیار شبیه بچه‌های ام‌الرصاص بودند. یادشان و نامشان یقیناً برای همیشه در تاریخ خواهد درخشید.

گزیدۀ متن:

پس فرق ما با آن‌ها چیست؟
آن‌ها آرپی‌چی شلیک می‌کنند و ما هم همین طور. آن‌ها با توپخانه می‌زنند و ما هم می‌زنیم. آن‌ها به سمت ما حمله می‌کنند و ما هم به طرف آن‌ها یورش می‌بریم. آن‌ها "الله اکبر" می‌گویند و ما هم "الله اکبر" می‌گوییم. آن‌ها نماز و قرآن می‌خوانند و ما هم نماز و قرآن می‌خوانیم. در حالی که باید فرقی بین ما باشد، که هست!
من با اعتقاد می‌گویم که جبهه‌ی مقابل فریب خورده است. امروز، در مقابل جبهه ما، نقش عبیدالله را انگلیس و اسرائیل و آمریکا و وهابی‌های بی دین، افرادی که اهل سوریه هستند، بازی می‌کنند.
یک برادر در جبهه النصره هست و برادر دیگر به‌عنوان مبارز سوری، در جبهه‌ی مقابل می‌جنگد.
ان‌شاءالله خدا ختم به خیر کند! ان‌شاءالله خداوند به جبهه‌ای که فریب خورده است، بصیرت بدهد تا سلاح‌شان را زمین بگذارند.

«هفت روز دیگر» | اثر مصیب معصومیان | انتشارات شهید کاظمی

مجموعه خاطرات شهید مدافع حرم، «محمدتقی سالخورده» در قالب سه فصل خاطرات کودکی، نوجوانی و بزرگسالی و سپس مأموریت‌های داخلی و سوریه.
سالخورده عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و در یگان ویژۀ صابرین در لشکر ۲۵ کربلا به اسلام خدمت می‌کرد. ایشان به عنوان مستشار در ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ برای دومین بار به کشور سوریه اعزام شد و در ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ در شهرک خان‌طومان استان حلب، شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت.

گزیدۀ متن:

زمان خداحافظی‌اش که شد، به همه گفتم کسی پیش محمدتقی گریه نکند.
گفتم: «پسرم! نمی‌شد الان نروی؟ عروسی خواهر خانمت نزدیک است!» گفت: «نه مادرم باید بروم.» گفتم: «لااقل تا جمعه بمان، عروسی که تمام شد، برو!» گفت: «نمی‌شود. دست خودم نیست. باید بروم.» پرسیدم: «کی برمی‌گردی؟»  گفت: «هفت روز دیگر.» با خودم گفتم دفعۀ قبل که گفته بود چهل روز، دو ماه مانده بود. احتمالاً این بار هم چند هفته‌ای طول می‌کشد.

«غواص دریا دل» | اثر مصیب معصومیان | انتشارات شهید کاظمی

نیم‌نگاهی به زندگی شهید «محمدعلی معصومیان»
محمدعلی در سال ۱۳۶۶ در روستای بیشه‌سر بابل به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان بهشت‌آیین زادگاهش به پایان رساند و در مدرسۀ راهنمایی روستای آغوزبن ادامه‌تحصیل داد. محمدعلی در این دوران که مصادف با پیروزی انقلاب بود، نتوانست مقطع راهنمایی را به پایان برساند؛ اما بعد‌ها در جبهه تا سوم راهنمایی تحصیل کرد. در همین زمان، مدتی را نیز در حوزۀ علمیه خاتم‌الانبیا‌ی بابل تحصیل کرد. او پس از شرکت در عملیات قدس۱، قدس۲ و والفجر۸ به عنوان غواص، در عملیات صاحب‌الزمان مجروح شد و بالاخره در عملیات کربلای۴ که بار دیگر سمت غواصی را عهده‌دار بود. بعد از رزم سنگین به شهادت رسید. پیکر او پس از یازده سال در گلزار شهدای بیشه‌سر به خاک سپرده شد. ازجمله آثار نویسنده می‌توان به هفت روز دیگر، تعزیه دریا، خداحافظ دنیا، شهید عزیز و... اشاره کرد.

گزیدۀ متن

محمدعلی شده بود امین نوجوانان و جوانان و خیلی از بزرگ‌ترها. هرکسی با هر مشکلی می‌رفت پیش او، دریغ نمی‌کرد. هرچقدر از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. از همۀ توانایی‌هایش برای رفع مشکلات مردم استفاده می‌کرد. شده بود چهرۀ هنری. گروه تئاتر تشکیل داد، نمایش‌نامه می‌نوشت. مضمون بیشتر آثارش هم در رابطه با شاه و مبارزه با طاغوت بود. ایستادگی در برابر خان‌های زورگو و بی‌رحم، زحمت و سخت‌کوشی، مردم و آزاری که در دورۀ شاه دیده‌اند و... بازیگر هم بود، نقش مثبت بازی می‌کرد. خوب حس می‌گرفت. اجرایش از همۀ بازیگرها سرتر و بهتر بود!

 

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر