خوبی کار آقای صفایی این بود که روی میزان بود. افراط، تفریط و غلو نداشت. نه از دیگران خرج کرد، نه دیگران را به بیراهه برد، نه دکان درست کرد، او مصداق «عاش سعیدا و مات سعیدا» بود.

شناخت نامه شیخ علی صفایی حائری

او را که بسیاری از علاقمندان آثارش، با نام «عین، صاد» می‌شناختند، علی؛ فرزند آیت الله حاج شیخ عباس صفایی حائری و متولد سال 1330 در شهر قم بود.

او پس از دوران کودکی و با گذراندن دوره دبستان و اتمام کلاس ششم نظام قدیم آن دوره، در سنّ سیزده سالگی، شروع به تحصیل علوم دینی و حوزوی نمود و پس از سه سال دروس سطح را به اتمام رسانیده، از درس خارج آیت الله حائری، آیت الله داماد، آیت الله گلپایگانی و پدرش بهره‌ها جست.

شیخ علی صفایى با نبوغ سرشارى که از پدرانش به میراث مى‌برد - پدر و پدربزرگش، هر دو از عالمان برجسته‌ى دینى بودند - در عنفوان جوانى به درجه‌ى اجتهاد در فقه نایل آمد. او به قرآن و نهج‌البلاغه، عاشقانه انس مى‌ورزید و مبانى و روش‌هاى تربیت و سازندگى را، در این سرچشمه‌ها میکاوید. بیش از سى اثر مکتوبى که از او در زمینه‌هاى دینى، تربیتى، نقد و شعر بر جاى مانده، از گستردگى و عمق مطالعات و تتبّعاتش حکایت مى‌کند.

آشنایی با ادبیات و دنیای قلم و نویسندگی

او هم‌زمان با تحصیلات حوزوی و در آستانهٔ چهارده سالگی پس از آشنائی با ادبیات کودکان در سطح مجله‌های کودک آن روزگار و دستیابی به آثار ادبیات نوجوان در سطح وسیع، به مطالعهٔ تاریخ ادبیات ایران، عرب، ژاپن، چین، یونان، اسپانیا، آفریقا، آمریکای لاتین و سایر کشورهای غربی روی آورد و با نمونه‌هایی از شاهکارهای ادبی هر دوره آشنا گشت. در همین زمان با حرف‌های فرانتس کافکا و صادق هدایت و نیز تحلیل‌های نیهیلیستی و طرح‌های نواگزیستانسیالیستی و مارکسیستی در عرصهٔ ادبیات آشنا شد.

چنان‌که خود می‌گوید: «شاید سیزده ساله بودم که داستان‌های صادق هدایت را تمام کردم. داستان‌هایی که درد و رنج انسان را مشخص می‌ساخت و پوچی و بن‌بست او را نشان می‌داد».

صفایی در هجده سالگی اولین یادداشت تحلیلی و مقالهٔ انتقادی سلسله‌وار خود را با عنوان «مسئولیت و سازندگی» که بعدها تبدیل به کتاب شد را با امضای «عین صاد» منتشر کرد که به واقع، شالوده و ساختار تفکرش، بر این پایه استوار گشت.

کتاب نامه و آثار شیخ علی صفایی حائری

صفائی بیش از پنجاه عنوان کتاب در زمینه‌های گوناگونی چون تربیتی، نقد و روش نقد، ادبیات هنر، روش تدریس و آموزش، قرآن کریم و روش برداشت از آن، تفسیر و دیدارهای تازه با قرآن، دعا و حدیث، ولایت و امامت، معارف اسلامی و آموزه‌های اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی اسلام نگاشته‌است که در غالب آن‌ها با محوریت مسائل روز جامعه اسلامی کارکرده و کتبش به نوعی بر مبنای روش آموزش قرار گرفته‌است. به دلیل اهتمام زیاد صفایی بر انتقال روش‌های برداشت از آیات و روایات به شاگردان و مخاطبینش او را «آموزگار روش‌ها» نامیده‌اند.

«مسئولیت و سازندگی»، «بشنو از نی»، «اخبات»، «انسان در دو فصل»، «تربیت کودک»، «حرکت»، «روش نقد (۵ جلد)»، «استاد و درس (صرف و نحو و ادبیات، هنر و نقد، «روش برداشت از قرآن»، «روش برداشت از نهج‌البلاغه»، «خط انتقال معارف»، «صراط»، «رشد»، «تطهیر با جاری قرآن (۳ جلد)»، «غدیر»، «تو می‌آیی»، «عاشورا»، «وارثان عاشورا»، «فوز سالک»، «درآمدی بر علم اصول»، «درس‌هایی ازانقلاب (سه دفتر: انتظار، تقیه، قیام، «از معرفت دینی تا حکومت دینی»، «نامه‌های بلوغ»، «راهی تا کوی دوست»، «ذهنیت و زاویه دید» تعدادی از آثار تالیف شده استاد علی صفایی حائری است.

میراث فکری استاد بزرگ، شیخ علی صفایی حائری

اندیشه‌های صفایی حائری با توجه به اتهامات سیاسی‌ که بر ضد او مطرح بود، کمتر فرصت نشر پیدا کرد؛ اما از میانه‌های دههٔ هشتاد، طرفداران وی فرصت بیشتری یافتند تا دیدگاه‌هایش را مطرح کنند.
صفایی در سال‌های پیش از انقلاب معتقد بود که بنای اسلامی، پایه‌های اسلامی می‌خواهد و انسان‌هایی با تربیت اسلامی می‌توانند بار این بنا را به‌دوش کشند. از این رو نگران ترویج اندیشه‌هایی از قبیل افکار سید قطب بود؛ چرا که این اندیشه‌ها را شعارهایی می‌دانست که بدون زمینه‌سازی سر داده شده است. صفایی در سال‌های پیش از انقلاب، گفته بود «وقتی ولی فقیه از نجف پیام مبارزه می‌دهد، وظیفه هرکس بر مبنای ظرفیتش متفاوت است. یکی سرباز است و از پادگان فرار می‌کند، دیگری می‌تواند جایی را به آشوب بکشد و کسانی هم موظفند نیروهایی را تربیت کنند که انقلاب به آنها نیاز دارد».

در اوایل انقلاب، از او ایراد گرفته بودند که مبارز و انقلابی نیست؛ چرا از مسایل سیاسی سخن نمی‌گوید و نمی‌نویسد یا اینکه چرا در سرتاسر کتاب‌هایش، یک‌بار هم واژه امپریالیسم دیده نمی‌شود. صفایی گفته بود که در منابع فکریش، وسواس داشته‌ تا از التقاط در امان باشد؛ حتی تأکید کرده بود در کلماتی که فکرش را مشغول می‌کنند، سعی کرده است کلمه‌های متون اسلامی باشد. باز گفته بود که امام خمینی را به‌خاطر ظرفیتش و ایمانش و به‌خاطر اینکه بر شرق و غرب دروازه نمی‌گشاید، می‌تواند دوست داشته باشد. زمانی که فشارها بر وی بیشتر شده بود، گفته بود که «اینکه من برای انقلاب چه کرده‌ام و یا پیش از انقلاب چه کرده‌ام، داستانش بماند، که مثل ویولون زدن آن رند است که صبح صدایش در‌می‌آید» در جای دیگری هم جمله‌ای گفته بود که بعدها این کلام او شهرتی یافت «در برابر ضعف‌ها و مشکلات توجیه حماقت است، تضعیف جنایت است و تکمیل رسالت ما است.»

در جواب نامه‌ای انتقادی که در سال ۱۳۶۵، نهضت آزادی به امام خمینی نوشته و نسخه‌ای از آن را برای صفایی فرستاده بود، نوشت: «مادام که حکومتی از اهدافش چشم نپوشیده و تخفیف نداده، حتی در زیر فشارهای سیاسی و دخالت‌های جاسوسی و نظامی و تحمیل جنگ و صلح قد خم نکرده و به جایی وابسته نشده، مادام که اهداف دست نخورده‌اند، باید با حکومت همراه بود، حتی اگر تو را کنار گذارده باشد». سید مسعود پورسید آقایی که با راهنمایی صفایی طلبه شده است، می‌گوید در اوائل دهه شصت، روزنامه جمهوری اسلامی علیه صفایی مطلبی نوشته و آثار وی را التقاطی دانسته بود. پورسید آقایی و چند نفر از شاگردان صفایی در دیداری با آیت‌الله خامنه‌ای، نوشته را نشان او می‌دهند. آیت‌الله خامنه‌ای تعجب می‌کند و به آنها توصیه می‌کند از صفایی استفاده کنند. یکی از فرزندان علی صفایی حائری در جریان جنگ ایران و عراق در جبهه‌های جنگ به شهادت رسیده است.

غروب ابدی آفتاب حیات آموزگار روش‌ها، علی صفایی حائری

 علي صفائي حائري، اين مشعل فروزان، در سحرگاه روز سه شنبه بيست و دوم تير ماه 1378 در حالي كه طبق عادت هميشگي با تني چند از دوستان و شاگردان خود عازم زيارت مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه (ع) بود، در سانحه تصادف جان به جان آفرين تسليم كرد. پيكر آن فقيد سعيد به قم منتقل شد و روز پنجشنبه بيست و چهارم تيرماه پس از اقامه نماز توسط حضرت آيت‏ اللّه آقاي حاج سيد مهدي روحاني، در ميان موجي از غم و اندوه و بر روي دوش دوستان و شاگردانش با حضور جمعي از علما، فضلا، اساتيد حوزه علميه و اقشار مردم قم از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) تا گلزار شهداي قم با شكوه تمام تشييع و در جوار قبر فرزند شهيدش محمد صفايي به خاك سپرده شد.

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر