نویسنده ای که لبخند مسیح را به تصویر کشید...

شناخت نامه سارا عرفانی

در یکی از روز‌های سال ۱۳۶۱ چشمانش را رو به این دنیای پر رمز و راز، گشود.

به انتخاب خانواده‌اش، دوران دبیرستان را در مدرسه شهید مطهری، رشته انسانی و گرایش معارف را برگزید. با وجود نارضایتی که از این انتخاب داشت، روزگار را سپری می‌کرد؛ اما بر خلاف حرف‌های مشاوران مدرسه، که اصرار داشتند دانش‌آموزان رشته معارف، در دانشگاه، رشته فقه و فلسفه را انتخاب کنند، به انتخاب رشته‌ای که دوستش می‌داشت فکر می‌کرد.

سارا دلش می‌خواست که در انتخاب آینده خود، خودش اینبار را تصمیم بگیرید؛ اما بعد‌ها، در همان بازه یکسال، یکسال و نیم، خواندن یک کتاب مسیر زندگی‌اش را عوض کرد. «مردی در تبعید ابدی»، اثر نادر ابراهیمی که فضای ذهنی سارا عرفانی را به کلی تغییر داد.

او پس از خواندن این کتاب، یک علاقه شخصی درونش به وجود آمد که زان پس همه چیز به میل و اراده خودش درآمد.

سارا عرفانی درباره اینکه از او پرسیده شده بود که آیا شخص خاصی نیز در این تغییر موضع به او کمک کرده است یا تنها خواندن کتاب باعث این تغییر شده است، می‌گوید:

آن کتاب مؤثر بود، چون خیلی شیرین مطلب را بیان کرده بود. هنوز هم آن کتاب را به دوستان معرفی می‌کنم، چون نادر ابراهیمی خیلی شیرین زندگی ملاصدرا را در آن کتاب آورده بود و یک سری بحث‌های ساده فلسفی را در آن کتاب مطرح کرده بود. الان هم هر کسی آن کتاب را بخواند، خیلی قابل فهم است و اصلاً این طور نیست که بگوییم کتاب سختی است.

آغاز روز‌های نوشتن سارا عرفانی

وی از دوران مدرسه دستانش را به قلم‌گره بسته بود اما به نسبت این روز‌هایش خیلی کم بود. حتی در آن روز‌ها کتاب رمانی نیز با محتوای دفاع مقدس به نگارش درآمد. به گفته خود نویسنده، موقعی که معلم داشت درس می‌داد، من داشتم رمانم را در برگه‌های  A4 می‌نوشتم و می‌دادم دو سه تا از بغل دستی‌هایم هم می‌خواندند. اما در حد آن دوران و در آن سن نوشتن آن رمان، به نسبت خوب بود.

سارا عرفانی همچنین درباره نوشتن کتاب «لبخند مسیح»، در طی مصاحبه‌ای چنین می‌گوید که:

کتاب «لبخند مسیح» را تقریبا از سال 81/82، زمانی که هنوز دانشجو و ترم آخر دانشگاه بود، به نگارش درآورده، و آن را به انتشارات سوره مهر عرضه کرد. اما چگونه این انتشارات به یک فرد ناشناس اعتماد کرد؟

بهتر است این قسمت از مصاحبه را از زبان خانم نویسنده گوش دهیم:

من واقعا هیچ کس را نمی‌شناختم و بدون هیچ معرفی به سوره مهر رفتم. روال کار در سوره مهر این است که اگر کسی کاری داشته باشد به کارگاه قصه و رمان می‌دهد. در آنجا می‌خوانند، اگر خوب باشد تأیید می‌کنند و اگر بد باشد، رد می‌کنند. با اینکه از قبل دو سه تا از داستان‌هایم را آقای احمد دهقان خوانده بودند. آن زمان ایشان داستان‌های مرا می‌خواندند و ایراد‌های آن را می‌گرفتند. «لبخند مسیح» را که خواندند، گفتند: «این کارت خیلی خوب است». چندان ایرادی هم به آن نگرفتند و گفتند: «ببر هر جا می‌خواهی چاپ کن». گفتم: «کجا ببرم؟ » گفتند: «اگر دوست داشتی ببر سوره مهر». گفتم: «شما کار خاصی نمی‌کنید؟ » گفتند: «نه، خودت ببر که روند سالمی را طی کند». در واقع اصرار ایشان به این بود و الان می‌فهمم که وقتی می‌پرسید معرف داشتی یا نه؟ آدم محکم بگوید نه. ایشان هم حتماً نیتشان این بود که بعداً کسی نگوید چون آقای دهقان گفته است قبول کرده‌اند.

و بالاخره پس از مدت زمان شش یا نه ماه انتشارات کتاب را تایید و در صف چاپ قرار گرفت.

درون مایه‌های الهام گرفته از جنگ و جبهه در داستان‌های سارا عرفانی

اعتقاد سارا عرفانی بر این است که خیلی چیز‌ها در فضای ذهنی آدم‌ها تاثیر دارد. برای مثال حضور پدرش در جبهه‌های جنگ و انتظار مادرش در دوران بارداری شخص نویسنده، برای بازگشت همسر از منطقه، این تاثیر را در وی ایجاد کرده بود که در دوران نوجوانی و دبیرستان، فضای ذهنیش مذهبی و درون مایه جبهه و جنگ را داشته باشد.

به همین دلیل چندین کتاب با محتوای زندگی شهدا به نگارش درآورد.

کتاب «از جنس خدا» و کتاب «سردار استقامت» که برای یکی از سرداران استان خراسان است. «پروانه‌ای که سوخت»، زندگی شهید نواب صفوی، بعد هم «دلاور مرد سیستان» که جزو قصه‌های فرماندهان است.

همه آثار و تالیفات سارا عرفانی

«لبخند مسیح»، انتشارات سوره مهر، «از جنس خدا»، زندگینامه داستانی شهید نصرت اله الله کرمی، «سردار استقامت»، زندگینامه داستانی سردار شهید محمد جواد آخوندی، «دلاور مرد سیستان»، زندگینامه داستانی سردار شهید میرقاسم میرحسینی، «زنگ عبور»، داستان های کوتاه کوتاه از شهدای دانش آموز، «پروانه ای که سوخت»، زندگینامه داستانی شهید مجتبی نواب صفوی، «صد درجه سانتیگراد»، گردآوری آثار برتر پایگاه فرهنگ و ادب فارسی؛ لوح، «عطر عطش»، گردآوری آثار برتر سوگواره داستان کوتاه کوتاه عاشورایی، «هدیه ولنتاین»، مجموعه داستان، انتشارات کتاب نیستان، «پنجشنبه فیروزه ای»، انتشارات کتاب نیستان، «دختر ماه»، روایتی داستانی از زندگی حضرت فاطمه معصومه، انتشارات مدرسه، «شمرون، کناردون»، انتشارات شهید کاظمی.

«شمرون کناردون» | اثر سارا عرفانی | انتشارات شهید کاظمی

داستانی از زندگی جهادگر آسمانی ‌امیرمحمد اژدری

امیر محمد اژدری وقتی آسمانی شد ۲۵ساله بود؛ اما به گفته‌ی اطرافیانش که او را به خوبی می‌شناختند، بیش از دوبرابر سنش برای رفع محرومت از چهره‌ی شهر و کشورش تلاش کرد. مسئولیت گروه پزشکی و درمانی امام رضا(ع)، مسئولیت گروه عمرانی امام رضا(ع) و عضو شورای مرکزی قرارگاه امام رضا(ع) بود. اژدری در اکثر استان‌های کشور از جمله لرستان، خوزستان، خراسان، کرمانشاه، ایلام و... سابقه انجام فعالیت‌های جهادی داشت. او در حادثه زلزله کرمانشاه از پیش‌قدمان جهادی برای کمک به مردم زلزله‌زده بود. با وجود عدم حمایت‌ها، کم کاری‌های برخی مسئولین و کمبود‌ها و نواقص، هیچ‌گاه از پای ننشست و تا حد امکان، تلاش خود را برای آبادی سرزمینش دریغ نکرد.
این کتاب، گوشه‌ای از زندگی ‌شهید امیرمحمد اژدری را از نگاه خودش در قالب داستانی به تصویر کشیده است.

گزیدۀ متن:

روی گوشی‌اش سرک می‌کشم. رفته سراغ پست‌های قدیمی‌تر. دارد کپشن پست‌هایم را یکی‌یکی می‌خواند و در هر کدام که آرزوی شهادتی هست، روی پیشانی‌اش می‌کوبد و آه بلندی با بازدم بیرون می‌دهد. بخار آهش در هوای سرد بهمن، ابر‌های کوچک را آماده‌ی باریدن می‌سازد. چند دقیقه‌ای هست روی پستی که بعد از شهادت شهید حججی گذاشته بودم، گیر کرده. هی با بغض زمزمه می‌کند: «و از آن روز سرم میل بریدن دارد» و هی دست می‌کشد روی سر و صورتش و هی اشک‌هایش می‌چکد. یکهو خم می‌شود روی سنگ. دو تا دست لرزانش را می‌گذارد دور صورت عکس. زمزمه می‌کند: «امیر جان!»

«لبخند مسیح» | اثر سارا عرفانی | انتشارات سوره مهر

سارا عرفانی در کتاب لبخند مسیح به بیان اتفاقات زندگی دختری جوان و امروزی به نام نگار می‌پردازد. محور اصلی این رمان دغدغه‌های نسل جوان است، نسلی که همیشه و همواره در پی حقیقت و جستجوی راستی هستند.
نگار ناخودآگاه نردبان صعود یک مرد مسیحی به سوی اسلام می‌شود. او که دین را در زندگی بی اهمیت می‌‌پنداشته و درگیر زندگی به ظاهر شلوغ و به واقع ساده خود بوده است، بی آنکه بخواهد، دست کمک و یاری می‌شود برای یک مسیحی که مسیحیت نتوانسته است به پرسش‌هایش پاسخ بدهد.
او از طریق ایمیل با شخصی به نام نیکلاس که ساکن یکی از کشورهای غربی است آشنا می‌شود. نیکلاس پیرو دین مسیحیت و نگار مسلمان است. در ارتباطات نوشتاری بین آن دو جاذبه‌های دین اسلام از طریق افکار و عقاید نگار به ذهن جستجوگر و حقیقت یاب نیکلاس سرایت می‌کند.
روز به روز بر شیفتگی نیکلاس برای آشنایی بیشتر با دستورات و ویژگی‌های دین اسلام افزوده می‌شود. سرانجام نیکلاس با استقبال از یک پیشنهاد کاری به ایران سفر می‌کند و... سارا عرفانی در این رمان، دغدغه نوشتن از باورهای دینی این سرزمین را دارد.
گرچه پرداختن به داستان‌های اندیشه محور، بسیار سخت است. اما سارا عرفانی در این کتاب توانسته با استفاده از شگردها و زبان ساده داستانی، مخاطب را با خود همراه کند.

گزیدۀ متن:

گفتم: «ببخشید استاد، اگه یکی بخواد مسلمون بشه، چطوری می‌تونیم کمکش کنیم؟»، عینکش را از چشم برداشت و گذاشت روی میز. گفت: «بیشتر توضیح بدید!» لیلا گفت: «ببینید استاد. تقریبا دو سال پیش، نگار تو یه مجله خارجی، یه مقاله تخصصی می‌خونه و برای نویسنده مقاله ایمیل می‌زنه. خلاصه اونا تا الان با هم ارتباط دارن. حالا اون به دلایلی می‌خواد مسلمون بشه و از نگار خواسته که بهش اطلاعات بده.» به لیلا نگاه کردم و اخم کردم. استاد منتظر ماند تا من چیزی بگویم. آرام گفتم: «اون فکر می‌کنه چون من تو این کشور زندگی می‌کنم می‌تونم بهش کمک کنم.» استاد پرسید: «نمی‌تونید؟»

«پنجشنبه فیروزه ای» | اثر سارا عرفانی | انتشارات نیستان

«پنجشنبه فیروزه­ ای» با یک داستان سریع و سرضرب آغاز می­ شود. با روایتی از یک دانشجو که مخاطب می­ تواند به سادگی با آن هم ذات پنداری کند؛ دانشجویی که اهل ادا در آوردن نیست. اما رمان پس از این پیش ­درآمد وارد رابطه ظریف چند دختر دانشجو می­ شود که برای زیارت به مشهد مقدس وارد شده ­اند. شاید اوج رفتار عرفانی در نگارش این رمان و رو در رو قرار دادن سبک­ های مختلف زیستی در رمان را بتوان در این بخش رمان جستجو کرد. عرفانی با زیرکی و در عین حال رعایت جنبه های مختلف عفاف، مخاطب را به درون تو در توی ذهن دختران جوان دانشجویی می ­برد که در این سفر همراهند.

گزیدۀ متن:

یکی از دختر‌ها به طرفش آمد و گفت: «صبر کن!» جلوتر آمد. به جزوه‌ای که دستش بود اشاره کرد و گفت: «بابا چقدر همه چی رو می‌نویسی! هر چی نیگاه کردم دیدم کم مونده سرفه‌های استادم بنویسی.» خندید.
پسر هم خندید. نفس عمیقی کشید و گذاشت بوی گرم و شیرین ادکلن تمام ریه‌ا‌ش را پر کند. گفت: «مگه یادت نیست؟ جلسه اول گفت توی امتحان از حرفای کلاس سوال می‌ده.»
دختر گره‌ای به ابروهای پیوسته‌ش انداخت و گفت: «اتفاقاً همین خیلی منو ترسوند. برای همین گفتم جزوه تو رو امانت بگیرم کپی کنم، اگه اجازه می‌دی البته. بچه‌ها گفتن جزوه‌هات از بقیه کامل‌تره.»
پسر چند لحظه مردد ماند.
دختر بی‌معطلی گفت: «نگران نباش! امانت دار خوبی هستم.» سر کج کرد و منتظر ماند. چند بار پلک زد و نگاهش کرد. گفت: «تازه می‌خواستم بگم برای جلسات قبلی رو هم بیاری ازت بگیرم.»
دختر دیگری چند ردیف جلوتر بند کیفش را روی شانه انداخت و وقتی داشت از کلاس بیرون می‌رفت، برایش دست تکان داد. پسر هم دست تکان داد. ورق‌ها را مرتب کرد و جلو دختر گرفت که همچنان لبخند شیطنت آمیزی به لب داشت. گفت: «باشه، بگیر!» دختر که فاتحانه ورقه‌ها را در کوله پشتی می‌گذاشت گفت: «ممنونم! کپی می‌کنم فردا می‌آرم. اگه تو‌ام لطف کنی بقیه‌شو بیاری خیلی عالی می‌شه.»

جوایزی و افتخاراتی که سارا عرفانی برای نوشتن آثارش به دست آورد

رتبه اول جشنواره سراسری بانوی فرهنگ در سال ۸۵ به عنوان نویسنده جوان به خاطر کتاب «لبخند مسیح»

. نامزد دریافت جایزه جشنواره حبیب غنی پور به خاطر کتاب «لبخند مسیح»

. نامزد دریافت جایزه کتاب سال پروین اعتصامی به خاطر کتاب «لبخند مسیح»

. رتبه اول جشنواره در هوای بهاری به خاطر «داستان کوتاه پارسا»

. نامزد دریافت جایزه کتاب سال شهید حبیب غنی پور به خاطر کتاب «هدیه ولنتاین»

. برگزیده جشنواره رضوی در سال ۹۴ به خاطر کتاب «پنجشنبه فیروزه ای»

. برگزیده جایزه کتاب سال شهید حبیب غنی پور در سال ۹۴ به خاطر کتاب «پنجشنبه فیروزه ای»

. رتبه نخست جشنواره جایزه مردمی کتاب در سال ۹۵ برای کتاب «پنجشنبه فیروزه ای»

. برگزیده اجلاس سراسری «ع»؛ جشنواره عفاف، عزت، عشق، جایزه عفاف و حجاب در سال ۹۵ به خاطر کتاب «پنجشنبه فیروزه ای»

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر