از بندر ترکمن تا کردستان

شناخت نامه ابراهیم حسن بیگی

تاریخ، اول خرداد سال ۱۳۳۶را نشان می‌داد. روستای خواجه نفس از توابع بندر ترکمن در استان گلستان میزبان به دنیا آمدن نوزادی در خانواده حسن بیگی بود. ابراهیم، فرزند خیاط دوره گردی بود  که در سال ۱۳۲۵ از گرگان به ترکمن‌صحرا مهاجرت می‌کند و بیست سال بعد به بندر ترکمن کوچ می‌کند. سفرهای پی‌درپی، از کودکی تا به حال برای این نویسنده حاصل خوبی داشته است، که بسیاری از آثار او را می‌توان حاصل سفرها و آشنایی‌اش با مردم نقاط مختلف ایران دانست.
او در دبستان هدایت و دبیرستان مختوم قلی بندر ترکمن درس می‌خواند سپس دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان استرآبادی گرگان می‌گیرد. روزها سپری می‌شد و تقویم به روزهای سال ۵۶ رسیده بود. ابراهیم به خدمت سربازی اعزام شد. اما با اوج‌گیری انقلاب در سال ۵۷ از سربازی فرار می‌کند و به صف انقلابیون می‌پیوندد.

آغاز مسیر جدید برای نوشته های ابراهیم حسن بیگی

حسن بیگی در سال ۵۹ در آموزش و پرورش استخدام می شود و پس از دو سال مدیر امور برنامه های رادیو گرگان می شود. روزگار بر وفق مراد می‌گذشت. اما در آخرین روز از شهریور سال ۵۹ عراق بر طبل جنگ کوبید. با اینکه او در همین سال ها نویسندگی را آغاز کرد اما اتفاقی مسیر و جریان نوشته های ابراهیم را تغییر داد. کردستان، مقصد سفر وی بود. سفر به کردستان در سال ۱۳۶۴، سرآغاز حرکت نوینی برای این نویسنده می‌شود و حاصل این سفر، دریافت حس و حالها و سوژه های داستانی خوبی برای وی می شود بطوری که از آن پس اغلب آثار او حال و هوای دفاع مقدسی به خود می‌گیرد که بعدها این سوژه ها دستمایه بیشتر داستانهای کوتاه وی می‌شود.
حسن بیگی در سال ۱۳۶۴ وارد دانشگاه می شود و در رشته زبان و ادبیات فارسی (کارشناسی) به ادامه تحصیل می پردازد. وی در سال ۱۳۶۷ به دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش منتقل می گردد تا به عنوان کارشناس بخش داستان انتشارات «مدرسه» مشغول به کار شود.
اولین کتابش در سال ۶۷ منتشر می‌شود. از او تاکنون بیش از ۱۴۰جلد کتاب داستان منتشر شده‌ است.

آثار تالیف شده ابراهیم حسن بیگی

حسن بیگی علاوه بر نوشتن رمان‌هایی مانند «اشکانه»، «ریشه در اعماق»، «نشانه‌های صبح» و «معمای مسیح» در حوزه جنگ، آثاری در حوزه انقلاب و دین نیز نوشته که از آن جمله می‌توان به رمان «محمد (ص)» و نیز رمان «قدیس» اشاره کرد.
از دیگر رمان‌های او باید به رمان «سال‌های بنفش» و رمان «شب ناسور» اشاره کنیم که به موضوع مبارزات مردم در سال‌های قبل از انقلاب می‌پردازد.
بخشی از کتابهای حسن بیگی داستان برای کودکان و نوجوانان است. داستان «غنچه بر قالی»، «تشنه تر از من»، «به ماه نگاه کن»، «ماجراهای ماهی طلایی»، «مجموعه 12جلدی داستان پیامبران»، از جمله آثار کودکان اوست. مجموعه چهار جلدی رمان‌های «چراغ جادو» نیز از جمله آثار او برای نوجوانان است.
کتاب های «پدر پسر روح الله»، «ناقوس ها به صدا درمی آیند»، «وسوسه های ناتمام»، «دو روایت از یک عکس»، «روایتی ساده از ماجرای پیچیده» و «پایان» تعدادی دیگر از کتاب های متولد شده به قلم ابراهیم حسن بیگی می‌باشد.
حسن بیگی عضو هیئت مؤسس انجمن قلم ایران و عضو هیئت امنا و هیئت مدیره بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان است. برخی از آثار وی به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی، ترکمنی، ازبکی و اسپانیایی ترجمه شده‌است. وی مدتی را نیز به عنوان وابسته فرهنگی ایران در ترکمنستان و نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در مالزی فعالیت کرد.
گفتنی است وی تا به حال در مسابقات و جشنواره های متعددی شرکت کرده و موفق به کسب جوایزی هم شده است. کتاب «ریشه در اعماق» او در طی سالهای ۱۳۷۵، ۱۳۷۷، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۱ به عنوان کتاب برگزیده ۲۰ سال داستان نویسی انقلاب و دفاع مقدس انتخاب شده و جوایز متعددی کسب کرده است.
او از سال ۱۳۹۳ در جزیره کیش زندگی می‌کند.

«قدیس» | اثر ابراهیم حسن بیگی | انتشارات کتاب نیستان

قدیس داستان دلدادگی یک کشیش مسیحی است که در مسکو زندگی می‌کند. او کتاب‌ها و آثار خطی و قدیمی بسیاری دارد و به این کار عشق می‌ورزد. وقتی یک نسخه قدیمی از مردی تاجیک به دست او می‌رسد، علاقه‌مند می‌شود که کتاب را از او بخرد، اما مرد تاجیک کشته می‌شود و از اینجا به بعد، کشیش روسی پا در مسیری می‌گذارد که به شناخت امام متقین، امیرالمؤمنین، علی (ع) منتهی می‌شود. کشیش به خاطر حفظ جان خود مجبور به ترک مسکو می‌شود و به بیروت می‌رود. او کودکی‌ها و بخشی از عمرش را در این شهر گذرانده و پسر، عروس و نوه‌اش در آنجا زندگی می‌کنند. علاوه بر این، او در پایتخت لبنان، دوستان و محققان فراوانی از جمله «جرج جرداق» نویسنده کتاب «الامام علی صوت‌العداله‌الانسانیه» را دارد که می‌توانند در کشف شخصیت امام علی (ع) به او کمک شایانی کنند. این کشیش روسی با مطالعه آثار فراوانی از نویسندگان مسیحی و اهل تسنن، امیر مؤمنان را به نیکی می‌شناسد و از موعظه‌ها و پندهای آن امام در سخنرانی‌های خود استفاده می‌کند. او همچنین، سخنان شیوای حضرت علی (ع) را سرلوحه زندگی خود قرار می‌دهد و توصیه‌هایی در باب مرگ و جهان پسین به فرزندش دارد. داستان با دستگیری جنایتکارانی که به خاطر به دست آوردن نسخه خطی، هم دست به قتل مرد تاجیک زده و هم از کلیسا و منزل کشیش سرقت کرده‌اند، خاتمه می‌یابد و کشیش که آرامش از دست رفته را بازیافته است، همراه با همسرش به مسکو برمی‌گردد؛ گویی که او تعالیم علی (ع) را به عنوان بهترین و ارزشمندترین سوغات بیروت به خانه برده است؛ چرا که چمدان حاوی کتاب‌ قدیمی و سایر آثار خریداری شده از سوی کشیش در فرودگاه جابه‌جا شده و او با چمدان دیگری به خانه رفته است.

گزیدۀ متن:

دیگر شکی نداشت که به یک گنج واقعی دست یافته است. حتی اگر این عدد ربطی به سال کتابت نداشته باشد، باز کاغذهای پاپیروس و اوراق پوست آهو ثابت می کرد که قدمت این نسخه ی خطی بیشتر از آن است که بشود تصوری از آن داشت. کشیش جان تازه ای گرفت. شروع کرد به ورق زدن اوراق. بوی کهنگی کتاب را استشمام می کرد؛ کتابی که باید به هر شکل آن را به چنگ می آورد، اما در عین حال نباید در برابر مرد تاجیک، هیجانی از خود بروز بدهد. بروز هر نوع هیجان و کلامی تأييد آميز، معامله ی او را با غریبه دچار مشکل می کرد. غریبه نیز در همان حال داشت فکر می کرد که دوستش درباره ی قیمت صد هزار دلاری کتاب اغراق نکرده است؛ زیرا می دید که کشیش چگونه اوراق کتاب را لمس می کند و با هیجانی خاص به آن می نگرد.

«روایتی ساده از ماجرای پیچیده» | اثر ابراهیم حسن بیگی | انتشارات سوره مهر

کتاب «روایتی ساده از ماجرایی پیچیده» نوشته ابراهیم حسن‌بیگی، برهه‌ای از تاریخ را روایت می‌کند که بیانگر ظلم، ستم، بی‌عدالتی و در یک کلمه استکبار برای نوجوانان امروزی است.
این رمان روایتی ساده از پسر نوجوان شانزده ساله ترکمنی به نام الیاس است که عاشق دختر خان روستا صفورا می‌شود و در ذهنش به ازدواج با او فکر می‌کند. این عشق نافرجام خیلی زود به نفرت و حس انتقام تبدیل می‌شود.
نوچه‌های خان، یوسف برادر الیاس را می‌کشند و عزا و ماتم جای عروسی‌اش را می‌گیرد. بعد از این اتفاق و در بحبوحه ماجراها و مبارزات قبل از انقلاب، الیاس مدام به فکر راهی است تا انتقام خون برادرش را بگیرد. کینه او از خانواده خان باعث کم‌رنگ شدن عشقش به صفورا می‌شود.
قصه الیاس در این کتاب روایتگر زمین، خان و رعیت به همراه ظلم، ستم و عشق نافرجام اوست. این رمان با بیان داستان زندگی الیاس و خانواده‌اش سعی دارد به مفاهیم مهم‌تر و عمیق‌تری مثل عدالت‌خواهی برای نسل امروز بپردازد.
نوجوانان با این کتاب همراه شخصیت اصلی نوجوان شده و از میان ماجراهایی عجیب می‌گذرند که متعجب و شگفت‌زده‌شان می‌کند. از اتفاقات داخل مدرسه که موجب دردسر می‌شود تا زندان ساواک و از خانه‌ی خان تا سفارت‌خانه آمریکا.

گزیدۀ متن:

ماجرای میدان ژاله اتفاقی بزرگ بود در آن روزها؛ درست چند روز بعد از آزادی الیاس و سامان از زندان اتفاق افتاد. دادگاه نظامی آن‌ها را به یک سال حبس در زندان قصر محکوم کرده بود. اما به شش ماه نرسیده از زندان آزاد شدند؛ یعنی تابستان سال 1357 که زندان‌ها پُر شده بود و باید زندانی‌های کم‌اهمیتی مثل آن‌ها را آزاد می‌کردند تا جا برای زندانی‌های دیگر باز شود؛ و این اتفاق سیزدهم شهریور مصادف با عید فطر رخ داد.
بیرون از زندان داشت اتفاقات عجیب و غریبی می‌افتاد؛ اتفاقاتی به اسم انقلاب. دیگر شعارنویسی و پخش اعلامیه کاری کوچک و ناچیز محسوب می‌شد که کار هرروزۀ جوان‌هایی مثل الیاس بود؛ الیاسی که از زندان و شکنجه‌های ساواک فقط جای زخم آتش سیگار روی پیشانی‌اش باقی مانده بود.
جلوی زندان قصر دایی شکور به استقبالش آمد. پدر و مادر سامان هم بودند. استقبال از آن‌ها باشکوه نبود. شاید هر دو خانواده دلِ خوشی از کارهایِ انقلابیِ آن‌ها نداشتند. خیلی زود آن‌ها از هم جدا شدند.
الیاس و دایی انگار حرفی برای گفتن نداشتند. شاید در ملاقات‌های ماهانه در زندان حرف‌هایشان را زده بودند و شاید هم دایی دلِ پُری از این خواهرزادۀ چموشش داشت؛ خواهرزاده‌ای که جز دردسر سودی برای او نداشت.
خیابان‌های شلوغ و پرجمعیت را به‌سختی پشت سر گذاشتند. مسیر مردم به طرف بالای شهر بود و مسیر آن‌ها به طرف پایین شهر. نماز عید فطر در قیطریه به تظاهراتی میلیونی منجر شده بود. دایی غر می‌زد: ‌«‌نماز عید که تمام شده. معلوم نیست چرا نمی‌روند به خانه‌هایشان‌.»
دیدن این همه جمعیت در خیابان‌ها و شنیدن شعارها برای الیاس تازگی داشت؛ درست مثل روزی که برای اولین بار تهران را دیده بود.

«وسوسه های ناتمام» | اثر ابراهیم حسن بیگی | انتشارات کتابستان معرفت

این کتاب داستانی جذاب از ۱۴ قرن پیش است. ماجرای ایوب نه تنها عجیب که دردناک ترین اتفاق روز کربلاست. آنجا که او شمشیر را می کشد و در برابر کسی قرار می گیرد که همه چیزش از اوست. آیا او کار را تمام می کند؟ آیا وسوسه های ناتمام دامن او را هم می گیرد؟ آیا عشق، یا بهتر بگویم هوس، او را در برابر امامش قرار می دهد.
قهرمان داستان پسری اهل کوفه است او آهنگر است. در روزهای قبل از خروج لشگر عمر سعد از کوفه، سفارش بزرگی برای ساخت اسلحه می‌گیرد این اتفاق نه تنها برایش نان دارد که چیز دیگری هم در دامانش می‌گذارد. عشق به دختر یکی از بزرگان کوفه؛ بزرگی که می‌تواند زندگی‌اش را زیر و رو کند.
اما ایوب درگیری‌های بسیاری دارد، کسی که والدینش از محبان امام علی(ع) و فرزندانش هستند چگونه خواهند توانست تن به این وصلت بدهند؟ حتی قبل‌تر، چگونه راضی خواهند شد زور بازوی فرزندشان، شمشیر و نیزه شود تا علیه حسین‌بن علی استفاده شود؟ این کتاب درگیری‌های ایوب است. 

گزیدۀ متن:

اصلاً آن روزها عاشق‌شدن اگر جز محالات نبود، یک‌هزارم هم پیش نمی‌آمد که جوانی مثل من عاشق دختری بشود و بعد مثل بچه‌ی آدم به پدر و مادرش بگوید و همراه بزرگ‌ترهای فامیل برود خواستگاری دختر و دختر هم با سینی چای جلویت بایستد و بلرزد و تو هم با شرم و حیایی ساختگی، استکانی چای برداری و بعد‌ها دنبال گرفتن بله از عشقت باشی. بله‌ای که بعد از دو بار رفتن عروس به صحرا و چیدن گل نصیبت بشود. آن روزها باید خیلی خوش‌شانس می‌بودی که مثل من ناخواسته در بازار، دختر را نه یک نظر، بلکه چند نظر بدون روبند ببینی و قرص صورت سفید و مردمک سیاه چشم‌هایش، به اندازه‌ی یک زلزله‌ی هشت‌ریشتری جان و دلت را بلرزاند و بعد پی‌اش راه بیفتی و ببینی خانه‌اش کجاست و دخترِ کیست تا بشود آنچه نباید بشود. حالا آن روز مادرم از کجا فهمیده بود که پسرش خانه‌خراب شده و از آب و نان افتاده و عاشق دختری شده که پدرش از کله‌گنده‌های کوفه است. آن وقت تو، پسر یک پدرِ یک‌لاقبای آهنگری در راسته‌ی آهنگرها، صبح تا شب جلوی تنور زهواردررفته و سندان می‌ایستاد و پتک بر میله‌ی گداخته بر سندان می‌کوبید تا روزی دو یا سه شمشیر بسازد یا نسازد. بفروشد یا نفروشد.
آن روز ماندم جواب مادرم را چه بدهم. بگویم عاشق دختر زیدبن‌هلال هستم که یکی از فرماندهان نظامی کوفه است که حتی نمی‌دانم نام دخترش چیست و چطور می‌شود این فاصله‌ی عمیق طبقاتی را پر کرد تا بشود به خواستگاری دخترش رفت.
زید را بارها از نزدیک دیده بودم. بار آخر آمده بود جلوی مغازه‌ی پدرم تا سفارش ساخت پانصد شمشیر تیز و برّان بدهد برای قشونش. تا وقتی بود، من دلم یک‌جورهای عجیبی می‌لرزید و یک‌جورهای عجیب‌تر نگاهش می‌کردم. و وقتی رفت، پدر تُفی بر زمین انداخت و دست از کار کشید و دست‌هایش را با پیش‌بند چرک‌آلودش پاک کرد و لب‌هایش جنبید. دیدم حالش گرفته است. پرسیدم: «چی شده پدر؟ سفارش خوبی گرفتی. چرا دمق شدی؟»
تنگ آب را از گوشه‌ی مغازه برداشت و گفت: «مگر اوضاع شهر را نمی‌بینی؟ این جماعت جنگ‌طلب تا اولاد پیامبر خدا را قلع‌وقمع نکنند آرام نمی‌نشینند».
فهمیدم منظورش چیست. منظورش همین حرکت حسین‌بن‌علی به‌سوی عراق است و آمدن نماینده‌اش مسلم‌بن‌عقیل به کوفه. از وقتی مسلم به کوفه آمده بود اوضاع شهر به هم ریخته بود. مسلم باعث شده بود تا به دستور یزید، عبیدالله بن‌زیاد فرماندار بصره، با حفظ سمت، به جای نعمان فرماندار کوفه شود. 

جوایز و افتخاراتی که ابراهیم حسن بیگی موفق به کسب آن‌ها شده است

حسن بیگی دارای ۴۳ اثر برگزیده در جشنواره‌های مختلف در ایران ازجمله جشنواره کتاب سال، کتاب فصل، کتاب دفاع مقدس، جشنواره شهید غنی پور، جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتاب جهانی سال جمهوری اسلامی، کتاب سال تقریب مذاهب. جایزه هنری غدیرو… با کتاب‌های «محمد (ص)» ، «اشکانه»، «قدیس»، «صوفی و چراغ جادو»، «امیرحسین و چراغ جادو» است. هم‌چنین کتاب «غنچه بر قالی» او کتاب برگزیده سال ۲۰۰۰ از سوی کتابخانه ملی مونیخ المان شد. او در سال ۱۳۸۷ موفق به اخذ گواهینامه درجه دو هنر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

من و کتاب

دیدگاه کاربران



ورود به سیستم جهت ثبت نظر